لحظه و نحوه شهادت
راوی حسین قائمی: زمان عملیات نزدیک بود و چونکه گردان برادر علی صادقی از آمادگی بهتری برخوردار بود . به همین دلیل اولین گردان ایشان انتخاب شد که از منطقه حاجی عمران عملیات را انجام دهد . شبانه از پادگان به منطقه اعزام شدیم . نزدیکی های صبح به پیرانشهر رسیدیم و منتظر بودیم که یک مرتبه خبر رسید دشمن حمله کرده و مقرهای ما را در منطقه گرفته است ما هم به سرعت شروع به حرکت کردیم . ساعت هشت و نیم به نزدیکی ارتفاعات کدوکه بر تمام منطقه تسلط داشت رسیدیم . و بلافاصله وارد عمل شدیم و در همان ساعات اولیه دشمن را به یاری خدا زمین گیر کردیم و یکی از مقرهای مهم را هم به تصرف در آوردیم و با افراد همان گروهان در مقابل 3 تیپ از دشمن شروع به پدافند کردیم . تا شب فرار رسید و پس از اینکه دو گروهان از گردانهای دیگر به اضافه یک گردان کامل به ما ملحق شوند . به سمت هدف اصلی که در دست دشمن بود حرکت کردیم . البته در ابتدای عملیات برادر صادقی به دستور معاونت تیپ مقداری از ما عقب تر در ارتفاعی که مسلط بر منطقه بود به همراه تعدادی از برادران عملیات را هدایت می کردند . یکی از کالیبرها ی دشمن در داخل شیاری مستقر بود و در طول عملیات گاهی اوقات نیز شلیک می کرد و از دید ما پنهان بود . برادر صادقی اصرار داشتند که آن کالیبر را خاموش کنید . از طرفی هم تقریباً صبح شده بود و هوا هم کمی روشن شده بود . یک مرتبه همان کالیبر دشمن تعدادی از برادران ما را که در ارتفاع جلوتر بودند زیر آتش گرفت . من و برادر کاوه و تعدادی از برادران دیگر به طرف شیار ، که کالیبر در آنجا قرار داشت حرکت کردیم . از طرف دیگر هم برادر صادقی و معاون تیپ به طور همزمان با برادر کاوه ، وارد عمل شدند و به سمت کالیبر دشمن حرکت کردند و درگیر شدند . البته من مقداری عقب تر بودم که یک مرتبه برادر کاوه مجروح شد و من مجبور شدم برادر کاوه را به عقب انتقال دهم . در حین انتقال برادر کاوه به عقب به تعدادی از نیروها برخورد که کردم گفتند : برادر علی صادقی شهید شد . وقتی به منطقه برگشتم چند ساعتی از روز گذشته بود و منطقه هم طوری بود که در دید مستقیم قرار داشت و در آن هنگام نتوانستیم پیکر برادر شهید علی صادقی را به عقب انتقال دهیم . یک دفعه الطاف خداوند شامل حالمان شد و تمام منطقه را مه غلیظی پوشاند ما مه فرصت را غنیمت شمردیم و به اتفاق چند تن از برادران پیکر شهید علی صادقی را به عقب انتقال دادیم .
ثبت دیدگاه