خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی ابوالحسن دباغان: یک شب یک خوابی از ایشان دیدم . در خواب دیدم که نشسته بود . بعد یکی یکی دوستان و آشنایان می آمدند از در یک سالن وارد می شدند . ایشان هم جلوی یک در نشسته بود . وارد سالن که می شدیم می دیدیم عکسهای مختلفی که مربوط به زمان ورزش جبهه و جنگ بود و عکسهای دیگر به دیوار زده بودند . آنجا ایستاده بودیم و نگاه می کردیم . بعضی ازاین عکسها خیلی عکسهای تیره و تاریکی بود دیده نمی شد . از شهید پرسیدیم این عکسها چه ارتباطی دارد با آن عکسها ؟ ایشان گفت: که اینها کسانی بوده اند که در دنیا نماز می خوانده اند و الان به وضعیتی رسیدند که می گویند ای کاش ما زنده بودیم . در هر روز به جای 17 رکعت 70 هزار رکعت نماز می خواندیم .
ثبت دیدگاه