شناسه: 159266

شجاعت و شهامت

شهید: محمود صادق‌پور گوینده: نعمت‌اله صادق‌پور ــــــــ پدر شهید: نعمت‌اله در طول مدت جنگ تحمیلی همیشه دو، سه نفری از خانواده‌ی ما در منطقه حضور داشتند خاطره‌ای دارم از رشادت‌ و نترس بودن فرزند عزیز شهیدم محمود به این صورت که: روزی در باغ بودم که متوجه شدم فرزندم غلامرضا عصا در دست و کمر خم می‌آید رفتم دویدم جلو و با گریه گفتم چه کار شده‌ای گفت مدت دو ماه است که زخمی شده‌ام و در بیمارستان اصفهان بستری بوده‌ام فرزند دیگرم غلامعلی که کنارش بود گفت بابا این زخیم شده بود و در محاصره‌ی دشمن گیر کرده بود و از هر طرف دشمن گلوله‌ می‌ریخت مانند باران گلوله و فشنگ می‌بارید ناگهان محمود آمد جای ما گفت غلامرضا کجاست تگفتم چیزی نگو آنجا زخمی شده و افتاده و فعلاً نمی‌توانیم برایش کاری انجام بدهیم گفت یا حضرت عباس او چهار تا بچه دارد 5 تا برادر اینجا باشید برادرتان در محاصره بماند ناگهان به حالت سینه خیز با عتجله به سمت او حرکت کرد و پای برادرش را کشید و رساند به پشت خاکریز آمبولانس آماده بود و او را باند پیچی کردند و به اهواز و پس از چند روز جهت مداوا به اصفهان بردند این قسمتی از شجاعت فرزندم محمود و گرنه غلامرضا پس از پیشروی دشمن از بین می‌رفت. موضوع : 1- شجاعت و شهامت

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه