شناسه: 159885

فکاهی شوخ طبعی

برادر کوچکترم تب و لرز شدیدی داشت علی آقا به منزل ما آمده بود تا احوال بچه ها را بپرسد .برادرم را که دیدگفت کاظم حالت چطور است ؟گفت مریض هستم تب دارم . علی شفیعی گفت صبر کن الان برایت دارویی می آورم که سریع حالت خوب شود .ایشان بسیار شوخ طبع بود و تمام کارهایشجنبه طنز داشت خلاصه علی رفت و کلمن آب یخ را آورد. به طور غافلگیرانه تمام آب کلمن را روی سر برادرم خالی کرد ما هم می خندیدیم خوشبختانه حال برادرم هم با این کار آقای شفیعی بهتر شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه