ایجاد روحیه در رزمندگان
یکی از همرزمان علی برایم تعریف می کرد یک روز توی عملیات علی شفیعی آمد دست من را گرفت و گفت: بیا برویم جایی می خواهم چیزی نشانت دهم. یکی از بچه ها به طرز دلخراشی شهید شده بود. من را برد بالای جنازه ایشان و گفت: خوب نگاه کن. روحیه ات را قوی می کند. خودش هم شروع به خندیدن کرد. آدم شوخی بود. کمپوتی داشت آن را باز کرد و همانجا شروع به خوردن کرد. کمپوت می خورد و می خندید و نگاه می کرد. با خودم گفتم این چه روحیه ای است چند بار دیگر هم این کار را انجام داد تا کسی شهید می شد من را می برد و نشان می داد و می گفت: خیلی قشنگ است. الان متوجه می شوم که واقعاً دیدن آن صحنه ها باعث شجاعتم می شد.
ثبت دیدگاه