خاطرات سیاسی
به روایت از سید عبدالوهاب شریفیان : به خاطر دارم موقع انقلاب بود و برادرم سیدمحمد شرکت فعالی در انقلاب داشت. زمانی که شاه از این فرار کرده بود و مقدمات پیروزی انقلاب اسلامی فراهم شده بود. برادرم سیدمحمد رفت داخل خیابان و همهی دوستانش را جمع کرد و شروع کرد به شعار دادن علیه شاه. در همین حین پدرم از خانه بیرون آمد و آنها را دید که علیه شاه شعار میدادند. به برادرم گفت: چرا شعار میدهید؟ گفتند: شاه فرار کرده پدرم گفت: شاه از این مملکت رفته اما مامورانش هستند. ولی ایشان گفت: زمانی که شاه بود ما شعار میدادیم الان که کسی نیست ساکت بنشینیم. و شروع کرد به شعاردادن میگفت: شاه فراری شده سوار گاری شده و دوستانش هم تکرار میکردند.
ثبت دیدگاه