شجاعت و شهامت
به روایت از یحیی فرجی : به خاطر دارم من به همراه همرزم سیدمحمد شریفیان در عملیاتی شرکت داشتیم که در آن عملیات من مجروح شدم و ایشان مرا به دوش گرفت و تا پشت خط مرا همراهی کرد. خیلی ناراحت بودم. به من گفت: ناراحت نباش. هر چه قسمت باشد. همان میشود. گفتم: از این ناراحتم که شما را تنها میگذارم و میروم. گفت: ناراحت نباش مواظب خودم هستم. فقط از من خواست که اگر به خانه رفتم به مادرش بگویم که عملیات به اتمام رسیده و همه مقرشان برگشتند. و سید محمد هم سالم است. من هم به خانهشان رفتم و جز سلامتی ایشان را به آنها دادم و دوباره بعد از چند روز به جبهه برگشتم.
ثبت دیدگاه