شناسه: 160085

دیدگاه شهید

به روایت از عبدالمطلب اخلاقیان فر : مادر بزرگم برایم تعریف می کرد آن اوایلی که پدرت به جبهه می رفت به او گفتیم پسرم شما که اینقدر به جبهه می روی کمی هم به فکر زندگیت باش اگر چهل روز در منطقه هستی، حداقل ده روز هم کنار همسر و فرزندانت باش، این بچه ها به پدر احتیاج دارند، تو باید آنها را تربیت کنی، آنوقت شما بی خبر به جبهه می روی اینطوری نمی شود. محمد در جوابم گفت مادر جان شما باید بدانید که مادر شهید بودن چقدر فضلیت دارد. تو مادر باید افتخار کنی که پسرت در جبهه است، اگر من به جبهه نروم دیگری هم نرود آنوقت چه کسی می خواهد از شما در مقابل دشمن دفاع کند، از شما انتظار جنین حرفهایی را نداشتم، خلاصه با صحبتهایی که کرد، دوباره مرا قانع کرد تا با جبهه رفتن او موافقت کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه