شناسه: 160086

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از عبدالمطلب اخلاقیان فر : زمانی که پدرم به جبهه می رفت من سن کمی داشتم، اگر اطلاعاتی هم از جبهه داشتم همانها بود که پدرم برایم تعریف می کرد. یکبار که از منطقه باز گشته بود از او پرسیدم پدر جبهه چطوری است، آنجا چگونه می جنگید، چرا این همه ما شهید می دهیم، این صدام را چرا نمی کشید؟ پدرم گفت اولاً جبهه رفتن امر خداوند است، ثانیاً وظیفة ماست که در برابر دشمن ایستادگی کنیم، البته هم اینقدر که ما کشته می دهیم از عراقیها نیز به دست رزمندگان ایرانی کشته می شوند، ما چه بکشیم و چه کشته شویم در هر دو صورت ما موفق هستیم، چون اگرما کشته شویم به آرزوی خود یعنی شهادت رسیده ایم و اگر هم بکشیم، دشمن را ازبین برده ایم و باز هم به موفقیت دست پیدا کرده ایم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه