خاطرات شناسه: 160106 ۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۳:۱۹ 0 دیدگاه رقت قلب زمانی که عمویم به شهادت رسید و قرار شد او را دفن کنند دخترش خیلی بی تابی می کرد و نمی گذاشت که روی جنازه ی عمویم خاک بریزند. پدرم نیز با دیدن اشکهای دختر عمویم گریه اش گرفت. این اولین بار بود که پدرم را در حال گریه کردن می دیدم.
ثبت دیدگاه