شجاعت و شهامت
به روایت از محمدرضا سرپیشکی : عملیات بدر در سال1363 اسفند ماه قرار بود شروع شود. شهید ابراهیم شریفی اگر اشتباه نکنم آن زمان مسؤل عملیات بود ، نزدیک عملیات بود و ما در نزدیک اهواز جزیره مجنون بودیم. یک روز عصر بود که شهید مقر ما آمد که من آن زمان در یگان دریایی خدمت می کردم ، به ما گفت قرار است کلیه قایقهای بلم را به مقری که قرار است عملیات شروع بشود ببریم. از یادم نمی رود از بس شدت آتش دشمن به روی جزیره زیاد بود ، توان اینکه بچه ها قایقها را به جلو ببرند نداشتند . همان روز خود شهید با یک قایق تندرو آمد و یا ساعت 10 شب حدود 5 الی 6 بار با قایق هر بار 3 تا از قایقهای بلم را با هم به بلم می برد. شب هنگامی که ساعت مقرر فرا رسید هر چهار گردان در محلی بنا بود از آنجا عملیات شروع شوئد جمع شدیم ناگهان دو قایق با هم برخورد کردند که شهید در آن تاریکی شب و روی آب آنان را نجات داد . همان شب نیروها به طرف دشم حرکت کردند بعد از 48 ساعت که این حرکت ادامه داشت روز سوم یک تیپ از دشمن در فلکه طبرسی و امام رضا (ع) به اسارت نیروهای ما در آمدند و همان روز سوم در فلکه امام رضا (ع) ساعت 12 روز در وسط فلکه یک سنگر پدافند هوایی بود که شهید بالای آن قرار داشت و یک پاسگاهی از دشمن که هنوز تسلیم نشده بود را با بی سیم گرا می داد تا آن پاسگاه را بزنند. یک مرتبه هواپیمایی دشمن آمد و فلکه را بمباران کرد ، تمامی نیروها سنگرها رفتند ولی شهید در همان بالا داشت گرا می داد . یک مرتبه دیدم 5 الی 6 تا راکت به اطراف شهید به زمین آمد ولی یکی از آنها هم عمل نکرد. یادم نمی رود زمانی که نیروهای عراقی حدود چند نفری از آنان اسیر رزمندگان شده بودند ، ساعت 12 ظهر بود به من دستور دادند که پنج عدد از قایق ها را باید مواد غذایی بار بزنید و به خط مقدم ببرید . من و چهار نفر از سربازان قایق ها را بار زدیم و به خط بردیم. هنگامی که به خط رسیدیم 48 ساعت بود که بچه ها هیچگونه غذایی نخورده بودند و به محض اینکه به نیروها رسیدیم ، هر کدام از بچه ها یک قوطی کنسرو و آب میوه به نیروهای عراقی می دادند و بعد خود از آنها استفاده می کردند. در همان لحظخ قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد و با خود گفتم : خدایا تو خود شاهد باش و ببین که عراقیها برای ما گلوله می فرستند و ما را شهید می کنند و به ما به آنان آب میوه و غذا می دهیم . در همان لحظه شهید شریفی ودیگر سرداران اسلام در میان عراقیها بودند و آنان را گروه بندی می کردند.
ثبت دیدگاه