عشق به ائمه اطهار
به روایت از حسن رحمتی : شهید شریفی فرمانده گردان ما و شهید ابراهیمی معاونش بود. آنها چند روز پیش از رفتن به منطقه عملیاتی خیبر به گردان آمدند و همان شب در دعای توسل دست جمعی گردان شرکت کردند . در طی دعا برادران به سجده رفته بودند و چنان سوز و گدازی از بسیجیها نمایان شد که فکر کنم با این کارشان کلائک را به گریه انداختند . پس از آنکه مراسم تمام شد همگی به جاهایمان برگشتیم تا اینکه پس از سه یا چهار شب اعلام کردند که فردا می خواهیم به منطقه عملیاتی برویم. شب فرمانده گردان آمد و سخنرانی کرد و گفت: بچه ها امشب می خواهیم به منطقه تپه لاهوری برویم و زمان وداع فرا رسیده است عملیات سرنوشت ساز است و احتمال دارد که هیچکوام از شما برنگردید . خودتان را آماده شهادت کنید . هر کس از کسی بدی دیده اورا ببخشد صورت همدیگر را ببوسید و یکدیگر را بغل کنید ! همه برادرها در سایت 5 آزاد بودند زیارت عاشورا خوانده شد و سلام به اباعبد ا...(ع) گفته شد و سپس از ذکر مصیبت گفتند : امشب شب خداحافظی است ! و بچه ها واقعاً ناله می کرند بطوریکه هر دل سنگی هم آب می شد.
ثبت دیدگاه