سرکشی از خانواده شهدا
به روایت از صیقه شریفی : زمانی که عموی شهیدم را دفن کردند دخترش خیلی بی تابی می کرد و نمی گذاشت که خاک بر روی پدرش بریزند پدرم بادیدن اشکهای دختر برادرش گریه کرد . این اولین بار بود که پدرم را در حال اشک ریختن می دیدم .
به روایت از صیقه شریفی : زمانی که عموی شهیدم را دفن کردند دخترش خیلی بی تابی می کرد و نمی گذاشت که خاک بر روی پدرش بریزند پدرم بادیدن اشکهای دختر برادرش گریه کرد . این اولین بار بود که پدرم را در حال اشک ریختن می دیدم .
ثبت دیدگاه