خواب و رویای شهید
به روایت از موسی کشتمندی : آقای نظر نژاد برایم تعریف می کرد قبل از اینکه آقای شریفی به شهادت برسد به همراه ایشان و آقای ابراهیمی در سنگر نشسته بودند و صحبت می کردند، چون عملیات در پیش بود هر سه نفرمان آرزوی شهادت داشتیم آقای شریفی گفت بچه ها در این عملیات من شهید خواهم شد، سپس گفت خوابی را دیده ام که می خواهم برایتان تعریف کنم و ادامه داد خواب دیدم که صدام را دستگیر کرده ایم و تحویل حضرت امام خمینی دادیم و به ایشان گفتم صدام را دستگیر کردیم و جنگ هم تمام شد. پس از شنیدن خواب آقای شریفی من خندیدم و گفتم حاج آقا شما کلید بهشت را گرفتی آقای ابراهیمی گفت من هم خواب دیدم که به سوریه رفته ام و حضرت زینب (س) را زیارت کردم. سپس آقای ابراهیمی و شریفی با یکدیگر قرار گذاشتند که جنازه هر یک زودتر به مشهد رسید آن را نگه دارند تا جنازه دیگری نیز برسد و هر دو را با هم تشییع کنند. طبق پیش بینی که انجام داده بودند هر دو در همان عملیات به فیض عظیم شهادت نائل گشتند ولی جنازه آقای شریفی زودتر به مشهد رسید. بنا به وصیت خودش جنازه اش را یک روز نگه داشتند و فردای آن روز جنازه آقای ابراهیمی نیز رسید و هر دو را با هم و در کنار هم دفن کردند.
ثبت دیدگاه