لحظه و نحوه شهادت
به روایت از علی فرهادی : دو شب دیگر در عملیات کربلای پنج مانده بود که شهرک دوعیجی سقوط کند که حاجی شریفی با یکی دو تا از گردان ها آمدند قرار شد چند نفر را بفرستند جلو که تیربارها ی دشمن را خاموش کنند هر چه می رفتند شهید با مجروح می شدند وقتی حاجی شریفی جلو آمد گفت: چه خبر است؟ گفتند: یک تیرباری توی کانال گذاشته شده مقابل کانال هر کس می شود او را می زند و جلوی پیشروی نیروها را گرفته است ایشان گفت: می خواهم بروم ببینم تیربارش چطور است رفت و یک فاصله ای بین ما و ایشان افتاد ایشان تنها با بی سیمی چی اش رفت توی راسته ی کانال که قرار گرفت یک تیری کمانه کرد و خورده بود به قلبش وقتی بالا سرش رسیدیم مقداری هنوز بدنش گرم بود و شهید شده بود.
ثبت دیدگاه