خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از حسین شریف الحسینی : یک شب خواب دیدم حمید رضا در حالیکه سوار بر اسبی و ژاکتی به رنگ لباس نظامی به تن دارد وارد خانه شد. به او گفتم: چرا اینطوری شده ای؟ به این وضع توی کوچه نروی که مردم وحشت زده می شوند. گفت: نه، ما هر زمان که بخواهیم به هر مکانی که خواسته باشیم برویم برای ما هیچ مشکلی وجود ندارد.
ثبت دیدگاه