شناسه: 160595

خبر شهادت

به روایت از عالیه اسکندری : براى دیدن فرزندم در جبهه مهران از فرمانده گردان در خواست مرخصى کردم و به مهران رفتم در مهران به دیدار فرماندهان پسرم رفتم و سراغ او را از آنها گرفتم از صحبت هایشان مشخص بود تا اتفاقى افتاده است آنها انکار مى‏کردند تا عکس از پسرم دیدم که خونى است آنها از من مخفى کردند فرمانده گفت: که آنها منطقه هستند و تا سه روز دیگر خبر پسرتان را به شما مى‏دهم من برگشتم بعد از 12 روز پرسنلى کردن به ما گفت: که شما مرخصى دارید به مشهد برو و من مشهد رفتم به منزل رسیدم دیدم تا پرچم زده‏اند و خانه شلوغ است متوجه شدم تا او شهید شده به معراج رفتم در روز پنج شنبه تشییع کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه