شناسه: 160959

خاطرات جنگي

راوی زهرا موسوی سبزوار : یکی از دو ستانش به نام آقای پیرایش که در جنگ اسیر شده بود پس از آزادی در مورد حسن می گفت : وقتی در عملیات خیبر اسیر شدم حسن هم ترکش خوردبه او گفتم : حسن تو دیگر عوض شده ای ، دیگر به اینجا تعلق نداری . از تو التماس دعا دارم ، حسن خندید وگفت : من که خودم هیچ احساسی ندارم تو می گوی شهید می شوم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه