شناسه: 161148

پرهيز از گناه

راوی عباس شجاعی: یادم می آید یک شب خانه یکی از دوستان به اتفاق سید محمد دعوت بودیم در آن مجلس داشت غیبت صورت می گرفت .سید محمد گفت این شام شام مبارکی نیست و جالب این است که شام هم مفصل بود بقیه رزمنده ها هم بودند. ایشان می گفت چون در این مجلس غیبت شده است من این شام را نمی خورم و ایشان بلند شدند آمدند و من هم بلند شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه