شناسه: 161303

امدادهاي غيبي

راوی منصوره حلاجی: شهید در خوابگاهش مشغول استراحت بود که خواب می بیند کسی میوه ای به او تعارف می کند و اصرار دارد که این میوه را بگیرد. در حین این که خواب بودند. برمی خیزند که میوه را بگیرند و چند قدمی هم راه می روند. بعد از چند لحظه ای در همان مکانی که شهید اول خوابیده بود انفجاری صورت می گیرد ولی به ایشان آسیبی نمی رسد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه