شناسه: 161675

لحظه و نحوه شهادت

راوی محمد سلیمانی آریائی: یادم هست هنگام نماز صبح بود من رادیو را روشن کردم تا صدای اذان را رزمنده ها بشنوند وقتی که پسرم عباسعلی وضو گرفت رفت کنار دوستانش سیدمحمد امامی و محمد فرومندی ایستاد تا نماز صبح بخواند که یک دفعه خمپاره در نزدیکی آنها فرود آمد و ترکشهای آن به دست و صورت اینها اصابت کرد که هر سه نفرشان به شدت مجروح شدند وقتی جلو رفتم دیدم سیدمحمدامامی و محمدفرومندی به شهادت رسیده اند ولی پسرم هنوز زنده بود سرش را روی زانویم گذاشتم در حالی که دست و صورتش خونی بود به من گفت سلام مرا به مادر برسان و دستش را از طرف من ببوس و حلالیت بطلب بعد از گفتن این جمله به درجه ی رفیع شهادت نائل گشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه