شناسه: 162331

حالات معنوی خاص

شهید: صحرایى یکى از دوستان نزدیک پدرم بود آن‏ها همدیگر را برادر خطاب مى‏کردند روزیکه شهید صحرایى مى‏خواست به جبهه برود به منزل ما آمد براى خداحافظى و گفت مى‏خواهم به جبهه بروم اگر امر و کارى ندارید التماس دعا مادرم گفت: در این موقعیت که على اکبر هم در جبهه است اگر شما هم بروید و خانواده بى سرپرست مى‏مانند صبر کنید على اکبر از جبهه بیاید آن وقت شما بروید ایشان گفت: برادرم على اکبر گفته ما باید همیشه در جبهه حضور فعال داشته باشیم چون به وجود ما نیاز است خداوند تبارک و تعالى از خانواده هایمان محافظت خواهد کرد شهید صحرایى به جبهه رفت و چند روز بعد خبر شهادت ایشان و پدرم را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه