شناسه: 162351

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی محمدرضا سروری: به خاطر دارم پدرم همیشه مرا با خود به دعای ندبه می برد. بعد از شهادت ایشان یک شب خواب دیدم صبح جمعه است و پدرم طبق روال هر هفته مرا از خواب بیدار کرد تا به اتفاق به دعای ندبه برویم . در بین راه که می رفتیم ، مسیر حرکت مان را عوض کرد و به کنار استخری مرا برد که ماهی های زیادی در آن بودند . سپس دو عدد ماهی زرد برایم گرفت و گفت : اینها را بگیر و سعی کن همیشه در دعای ندبه شرکت کنی .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه