توصيه هاي شهيد
راوی حسین ستوده: روزهای پایانی عملیات ظفر بود که می خواستیم به ایلام برگردیم من و تعدادی از دوست هایم عقب وانت نشسته بودیم که آقای ستوده هم عقب وانت سوار شد و گفت : من هم با شما می آیم در بین راه که می رفتیم یکی از بچه ها زیاد شوخی می کرد - شوخی هایش خیلی نابجا و غیر معمول نبود - آقای ستوده گفت : می خواهم چیزی به شما بگویم ولی ناراحت نشوی گفت : نه ناراحت نمی شوم ایشان گفت : سعی کن کمتر شوخی کنی چون شوخی زیاد باعث دل زدگی دوستان از شخص می شود از آن وقت به بعد آن شخص کمتر شوخی می کرد .
ثبت دیدگاه