شناسه: 162796

لحظه و نحوه شهادت

راوی محمد عدالتی: یادم هست وقتی که من و شهید علی سبحانی در منطقه بودیم هر دو راننده کامیون بودیم یک روز که من بارم را نیز خالی کرده بودم وقتی ماشین شهید سبحانی رسید و در حال تخلیه بار بود من بر روی رکاب ماشین او سوار شدم و با او شوخی می کردم و می خواستم تسبیح او را از او بگیرم که ناگهان گلوله ی خمپاره ای به نزدیک کامیون اصابت کرد من خودم را روی زمین پرت کردم وقتی بلند شدم و درب کامیون را باز کردم با صحنه ی دلخراش مواجه شدم. گلوله ی خمپاره که منفجر شده بود یکی از ترکش های آن به پیشانی شهید اصابت کرده و مغز ایشان را متلاشی کرده بود حتی مغز او بر سقف ماشین پاشیده شده بود و او به مقام والای شهادت نائل آمده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه