خبر شهادت
راوی رقیه شهنازی: به خاطر دارم یکروز گوسفندان را برای چرا به باغ برده بودم ، دیدم که ماشین سپاه می آید به من نگاه کرد و سریع رد شد ، رئیس شورا آمد پیش من گفت : خواهر اگر یک چیزی بگویم ناراحت نمی شوید گفتم : نه چرا ناراحت شوم . گفت : برادران سپاه برای شما یک ساک آورده اند که ساک شهید اکبر است . درون ساک قرآن ، نامه ، مدارک و لباسهایش است بروید از همسرم بگیرید . من رفتم و ساک را تحویل گرفتم و اینگونه شد که خبر شهادت همسرم اکبر سالاری فرد را به ما رساندند
ثبت دیدگاه