اثر شهادت بر ديگران
راوی غلامعلی ساقی: در سال هفتاد که می خواستم ازدواج کنم. چون دوستم علی ساقی شهید شده بود دقیقاً تا یک ماه بعد ازدواجم چهره ایشان در جلوی ذهنم بود و همیشه غمگین بودم چون دوست داشتم دامادی او را می دیدم و در مجلسم شرکت می کرد، خلاصه خیلی جای ایشان را خالی می دانستم همسرم خبر داشت که من با ایشان دوست صمیمی هستم، دیگر یک روز که من خیلی در خودم بودم، به من گفت: مگر شما داماد نشده اید چرا اینقدر دگرگون و ناراحتید؟ برگشتم و به او گفتم: هرکاری که می کنم نمی توانم دوستم را فراموش کنم ما باید یا هر دویمان شهید می شدیم و یا هر دو زنده می ماندیم او مانند یک برادر است برای من و مادر او هم مثال مادر خودم است چون هر وقت که من پیش ایشان می روم به من می گوید بیاید نزدیک تر شما مثل علی من هستید و بوی او را می دهید و فرقی با ایشان نمی کنید.
ثبت دیدگاه