شناسه: 163990

ایثار و فداکاری

به روایت از غلامحسین قنبری : «در منطقه حاج عمران که تک و پاتک زیادی انجام می گرفت در یکی از پاتکها ی شدید دشمن که نیروهای دشمن مجبور به عقب نشینی شده بودند تا دوباره با تاکتیک جدیدی وارد عمل شوند، یکی از برادران زخمی، در وسط مانده بود. آتشبار شدیدی از هر طرف روی منطقه شروع شده و همه جا پر از آتش و دود بود. شهید زارع که بعنوان فرمانده احساس مسؤولیت می کرد تصمیم گرفت برود و برادر زخمی را هر طور شده بیاورد. تعدادی از برادران سعی می کردند او را منصرف کنند تا مقداری از آتش دشمن کم شود و بعداً زخمی را در حالیکه نمی دانستند واقعاً زخمی و یا شهید است بیاورند. شهید زارع بعد از وصیت و سفارش به یکی از برادران در زیر آتش شدید راه افتاد و رفت. نزدیکی صبح، سپیده زده بود که برادران دیدند شهید زارع برادر زخمی را در حالیکه به پشت خود حمل نموده به صورت سینه خیز می آورد. وقتی که رسید بخاطر اینکه مسافت زیادی را بصورت سینه خیز آمده بود تمام لباسهایش خون آلود و تکه تکه شده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه