اولین اعزام
به روایت ازبتول عباسی طرزقی: به یاد دارم محمدرضا با مخفی شدن زیرصندلی قطارعازم جبهه های جنگ می شود تا بلکه بتواند با نیروهای تازه نفس درجنگ شرکت کند. اما وقتی که به منطقه می رود فرمانده گردان او را به لحاظ سن کمی که داشت منع می کند و او را به طرف شهر سبزوار برمی گرداند و محمدرضا با ناراحتی و گریه به خانه می آید
ثبت دیدگاه