امر به معروف و نهی از منکر
به روایت از فاطمه رنجبرطرزقی : آن زمان من در دوره راهنمایی تدریس می کردم. یادم هست یک سری کتابهای رمان مرسوم شده بود که بخوانند. یک روز من از دوستانم یک کتاب رمان گرفتم و برادرم محمدرضا دید که من این کتاب را می خوانم. گفت: اشکالی ندارد ولی سعی کن جنبه مثبت کتاب را در نظربگیری تا درس عبرتی باشد نه اینکه خدای نکرده جنبه منفی اش را. اگرمی خواهی اینجوری باشد بهتر نخوانی.
ثبت دیدگاه