شناسه: 164655

خاطرات نحوه مجروحیت

به روایت از ابراهیم رنجبرطرزقی : پسرم محمدرضا درعملیات بدربه عنوان آرپیجی زن شرکت کرده بود که دریکی ازعملیات ها مجروح می شود که اینگونه همرزمش برایم نقل می کرد: چند ساعت ازعملیات نگذشته بود که من ومحمد برای انهدام تانکهای دشمن پشت خاکریز بودیم وتانکها را یکی پس ازدیگری ازبین می بردیم که ناگهان یک خمپاره 60 درپشت محمد منفجرمی شود وچند ترکش به بدنش اصابت می کند ازجمله کمرش را مجروح می کند که دیگرتوان مقاومت را ازدست او خارج می کند وبیهوش روی زمین می افتد. مجموعاً 12 ترکش به کمرش اصابت می کند که یکی ازترکش ها بین ستون فرات ومهره های کمرش جای می گیرد ودر حین زمان دشمن اقدام به بمباران شیمیائی منطقه می کند ومن محمد را کشان کشان درحالی که بیهوش بود به عقب جبهه می آورم. چند روزدربیمارستان تحت مداوا ومعالجه قرارمی گیرد وهمه ترکش را ازبدنش بیرون می کنند به جزترکشی که بین ستون مهره های فقرات گیرکرده بود ودر اثرآمپولهایی که به بدن ایشان تزریق کردند آب می شود وبعد ازبهبودی دوباره به جبهه برگشته ودر واحد تخریب به عنوان تخریب چی به رزم خود ادامه می دهد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه