ایثار و فداکاری 1
به روایت از ابراهیم رنجبر طرزقی : به یاد دارم که یکبارمحمدرضا ازناحیه دست وپا خمپاره خورده بود ودربیمارستان تهران بستری بود ودرخواست کرده بود تا اورا به بیمارستان امداد مشهد انتقال دهند. چند مدتی که دربیمارستان بستری بود یک هم اتاقی داشت که مجروحیتش ازخودش بدتربود. عصایش را به اومی دهد وخودش لنگان لنگان به خانه می آید ومدت 7 الی 8 روزی که درخانه بستری بود با همان حالش بازما را درکارهای خانه کمک می کرد.
ثبت دیدگاه