تقید حضور در مزار شهدا
یک روز محمد از من خواست که با هم به بهشترضا سر مزار شهدا برویم چون او در جبهه بر اثر موج انفجار بیناییاش را تا حد زیادی از دست داده بود و احتیاج به کمک داشت من قبول کردم و با هم به بهشترضا رفتیم در آنجا دست روی یک عکس گذاشت و گفت مادر این عکس شهید کیانی است من گفتم بله او گفت مادرم دعا کن که یک روز عکس من هم در اینجا نصب شود و من ناراحت شدم و طولی نکشید که او با همان چشمان مجروح عازم جبهه شد و به درجهی رفیع و پر فیض شهادت نائل گردید و عکسش در همان جایی که میخواست و دوست داشت نصب شد.
ثبت دیدگاه