خواب و روی دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از زهرا رمضانی : براتالله زمانیکه دو نفر از برادرانم اصغر و غلامرضا هر دو جبهه بودند یک شب خواب دیدم یکی آمد نزدیکم و چادرم را از روی سرم برداشت و فرار کرد از خواب بیدار شدم و گریه میکردم شوهرم گفت چرا گریه میکنی خوابم را تعریف کردم و گفتم حتماً برادرهایم شهید شدهاند شوهرم گفت انشاءاله سالم هستند ناراحت نباش طولی نکشید خبر شهادت غلامرضا را برایم آوردند.
ثبت دیدگاه