شناسه: 164925

شجاعت و شهامت

به روایت از هادی رضایی : یک روز در جزیره مجنون بودیم و برادر احمد رمضانی داخل سنگر خوابیده بود. در همین هنگام یکی از هواپیماهای عراقی آمد که جاده های وسط آب را بزند. من با خودم گفتم حتماً تابحال و با توجه به سرو صدای هواپیماها و ضد هوائی های خودمان برادر رمضانی از خواب بیدار شده اند. اما زمانیکه به سنگر رفتم دیدم ایشان هنوز خواب هستند. بعد از اینکه ایشان را بیدار کردم گفتم شما هنوز خواب هستید برادر رمضانی گفت ای بابا این هواپیماهای عراقی هر روز اینجا می آیند و تق تق راه می اندازند فقط خودشان را خنک می کنند و می روند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه