شناسه: 164951

عشق به شهادت

روزی که برای آخرین بار به جبهه اعزام می شد مادرش خیلی نگران بود و با چشمهای گریان او را بدرقه می نمود. در این حال رو به مادرش کرد و گفت: مادر دعا کن همین طور که دارم می روم به جبهه با تابوت برگردم که همین طور هم شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه