شناسه: 165162

تولد و کودکی

به روایت از علی محمد اصغری : درزمان وضع حمل همسرم ما در روستای حسن آباد آشنایی بجز خواهرم نداشتیم . به همین دلیل به دنبال خواهرم رفتم که او را بیاورم تا در وضع حمل همسرم کمک نماید . وقتی به اتفاق خواهرم به خانه آمدیم دیدیم فرزندم به دنیا آمده است . پس از اینکه خواهرم او را به حمام برد و پاکش کرد و به خانه آورد ، او را بغل کردم و اذان را در گوش راستش و اقامه را در گوش چپش گفتم . دوازده امام و صراط حق و میزان حق را برای او گفتم و در نهایت هم اسم غلامحسین را بر او نهادم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه