تقید به مسائل شرعی
به روایت از محمدحسین رضایی : یک شب محمد از جبهه برگشته بود وما همه درخواب بودیم . ایشان ازبالای دیوار وارد حیاط شده بود وداخل اطاق خوابیده بود . صبح که ما از خواب بیدار شدیم دیدیم کفشهایش پشت درب اطاق است خوشحال شدیم وبه دیدن او رفتیم وگفتیم: چرا دیشب درب نزدی تا درب را برا یت باز کنیم . گفت: دلم نیامد که شما رااز خواب بیدار کنم ومزاحمتان شوم .
ثبت دیدگاه