شناسه: 165932

عشق به جهاد

زمانیکه برادر عزیزم حسن به آموزش نظامى مى‏خواست برود و طبعاً بعد از آموزش هم به جبهه اعزام شود هرچه مرحوم پدرم و مادرم گفتند الان وقت امتحانات است اول برو امتحانهایت را بده بعداً اگر مى‏خواهى به جبهه بروى اشکالى ندارد اما حسن قبول نکرد بعداً مادم سفارش کرد که او را در خانه زندانى کنند و درب را هم حتماً قفل بزنند و همین کار هم انجام شد اما او از داخل قفل را انبر قند شکن شکسته بود و لباسهایش را برداشته و به آموزش رفته بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه