ذکر و یاد خدا
به روایت از محمد رحیمی : به خاطر دارم در تاریخ خرداد ماه همان سال شهادت مرتضی ، یعنی اول ماه مبارک رمضان ، همان سال اقدام به تخریب منزل مسکونی پدرم جهت تجدید بنا در روستا بودیم و ایشان یکی ، دو روز کمک کردند و دست مبارک ایشان در شروع کار به ما قوت بخشید و به کار برکت داد و در روز دوم ماه مبارک رمضان بود که عازم جبهه شد . مادرم نقل کرد : در آن شب که شما در خواب بودید من بیدار بودم و مشاهده کردم که فرزند شهیدم تا به سحر ماجات و راز و نیاز و نماز مشغول بود . آن روز بعد از صرف سحری خوابیدم و نمی دانستم برادرم چه موقع از روستا حرکت می کند . قبل از طلوع فجر با بستگان و قامیل خداحافظی کرده و آمد مرا بیدار کرد . و از من خداحافظی و طلب عفو نمود و عازم جبهه شد . یکی از خاطرات شهید وداع با بستگان است که هر یک به نحوی از حالت تواضع و خضوع و طلب بخشش شهید در لحظه وداع سخن می گوید .
ثبت دیدگاه