خبرشهادت
به روایت از موسی علائی : وقتی که خبر شهادت مرتضی را شنیدم خیلی ناراحت شدم و تا چند وقت از خود بی خود بودم و حال و هوای عجیبی داشتم تا اینکه بعد از چند وقت مرتضی را در خواب دیدم که پیش من آمد و می خندید و گفت : دوست عزیز چرا ناراحت هستی من جای خیلی خوبی دارم و به آنچه که می خواستم رسیده ام شما نگران نباشید و از آن موقع به بعد بود که من آرام شدم و افتخار کردم که چنین دوست و همرزمی داشتم .
ثبت دیدگاه