شناسه: 166669

زندگی مشترک

به روایت از حسن جلای : زمانی که غلام رضا رحمانی خواست به جبهه برود وقتی از منزلش خارج شد همسرش او را از زیر قرآن رد کرد و هنگام خداحافظی به همسرش گفت:بیا برای آخرین بار روی سینه ام و زیر گلویم را ببوس که این دفعه آخری است که به جبهه می روم و دیگر بر نمی گردم و از ناحیه سر و سینه شهید می شوم. وقتی جنازه اش را آوردن همین طور شد که ایشان می گفت سرش قطع شده بود و روی سینه اش هم ترکش خورده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه