شناسه: 166914

خاطرات بعداز مجروحیت

به روایت از سکینه هنری : یکی از همرزمان رمضان خاطره ای را اینگونه نقل کرد که : وقتی که رمضان در یک عملیات شرکت کرده بود تک و تنها در پایین دره در حالی که مجروح بود در محاصره دشمن قرار گرفته بود و مدت 24ساعت در آنجا بود تا اینکه نیروهای خودی ایشان را نجات دادند و رمضان می گفت در این لحظات به شما و بچه ام فکر میکنم و از خدا می خواستم که چطوری وصیت نامه را به خانواده ام برسانم و اگر بچه به دنیا آمد و پسر بود نامش را حسن بگذارند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه