شناسه: 167209

خاطرات سیاسی

علیرضا در تمام راهپیمایی های زمان انقلاب شرکت می کرد. روز یکشنبه ی خونین من همراه او بودم جمعیت زیاد مقابل منزل آیت ا... شیرازی جمع شده بودند تیراندازی شروع شده و عده ای از مردم به شهادت رسیدند. دست علی را گرفتم و کشیدم گفتم: بیا برویم خطرناک است. علیرضا گفت: نه من می مانم باید کار را تمام کنیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه