شناسه: 167339

عشق به جهاد

به یاد دارم وقتی که به مرخصی آمده بود، پوتین پاشنه پای او را زده بود و زخمی شده بود. من پای او را درمان کردم. هنوز کاملاً خوب نشده بود که آماده شد تا به جبهه برود. به ایشان گفتیم: هنوز پاشنه پایت خوب نشده است. بگذار خوب شود، بعد برو. گفت: «عمه جان اگر زانوی پای من هم زخمی شود باید بروم.» بالاخره با همان پای زخمی به جبهه رفت

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه