حرمت والدین
پدرم متوجه شده بود که یک نفر دارد غوزههاى پنبه را جمع مىکند. وقتى بیشتر رفت و جستجو کرده بود دیده بود محمد اسماعیل است آنها را جمع مىکند تا بوسیله باران خیس نشود و با این کار پدر را خوشحال کند.
پدرم متوجه شده بود که یک نفر دارد غوزههاى پنبه را جمع مىکند. وقتى بیشتر رفت و جستجو کرده بود دیده بود محمد اسماعیل است آنها را جمع مىکند تا بوسیله باران خیس نشود و با این کار پدر را خوشحال کند.
ثبت دیدگاه