همت در رفع مشکلات دیگران
موقعى که محمداسماعیل مىخواست از نیشابور به جبهه اعزام شود هنگام رفتن من به داخل اتوبوس آنها رفتم و با ایشان خداحافظى کردم. هنگام خداحافظى خواستم مقدارى پول به ایشان بدهم که قبول نکردند. وقتى خواستم پیاده شوم به من گفت: پول که مىخواستى به من بدهى به آقاى مصیب شاکرى که او هم مىخواست اعزام شود بده من هم پول را به مصیب دادم.
ثبت دیدگاه