شناسه: 167613

عشق به شهادت

به روایت از کریم آزاد : به یاد دارم شب قبل از عملیات کربلای 4 بود که من کنار سنگر همراه برادر ایشان ایستاده بودیم و صحبت می کردیم دیدیم که از داخل کانال چهره ی شهید جواد دهقان پیدا شد ، آمد جلو دست مرا فشار داد و صورتم را بوسید و پرسید آیا در عملیات پیروز می شویم و نیز مقداری با هم صحبت کردیم . بعد با برادرش جلیل هم خداحافظی کرد و دوباره نزد من آمد و مرا در آغوش گرفت یک حالت خاص معنوی داشت . صبح عملیات که شروع شد ایشان بعنوان خط شکن در طول کانال بوارین رفتند که در این عملیات نیروهای اسلام لو رفتند و شکست خوردند و موجب عقب نشینی گردید . وقتی بچه ها برگشتند ، جویای احوال جواد شدم . یکی از بچه ها سرش را پایین انداخت و گفت : جواد در اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه شکم و پلو مجروح شد چون آتش دشمن زیاد بود نتوانستیم ایشان را به عقب بیاوریم و همانجا ماند که پیکر شهید جواد دهقان حدود 15 روز در بوارین ماند تا اینکه بوارین آزاد شد و بچه ها پیکر شهید را به عقب آوردند و بدین سان شعله های نورش فضای عطر آگین جبهه را منور ساخت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه