دقت در حلال و حرام
به روایت از فاطمه پرداخته : یک روز پسرم سید حسین دوستدار که از مدرسه آمد به من گفت: دیگر نمی خواهم به مدرسه بروم. پرسیدم برای چه نمی خواهی به مدرسه بروی؟ گفت برای من ننگ است که دختر و پسر توی مدرسه روی یک نیمکت بشینند و درس بخوانند. گفتم برو سال آخرت است امتحانات را بده قبول نکرد. وقتی جبهه رفت درس می خواند و دیپلمش را گرفت.
ثبت دیدگاه