فکاهی شوخ طبعی
به روایت از فاطمه حسینی : یک روز محمود از جبهه آمد و ناراحت بود. علت را از وی پرسیدم . او گفت : در منطقه کردستان که بودیم ، یکی از دوستانم روی بادگیر خود نوشته بود : ( خوردن هر تیر و گلوله ای به پشت من ممنوع است !) مادر ، من هم ناراحت شدم و به وی گفتم : چرا این نوشته ها را می نویسی و بر پشت پیراهنت حک می کنی ؟ ما برای همین تیر و گلوله ها و برای دفاع از ناموسمان آمده ایم نه برای چیز دیگری .
ثبت دیدگاه